عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )
303
مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )
برمىآيد كه بين ملامتيان نيز بعضا تكدى را لازم مىدانستهاند « 1 » بين ملامتيان كه مناسبات نزديكى با اهل فتوت داشتند ، شرط آن بود كه سالك مطلقا انجام كارى را برعهده بگيرد ، ولى برخى از واصلان به مقام فنا به ترك اسباب معتقد بودند « 2 » اما از نظر مولانا : او بههيچوجه تكدى را نمىپذيرفت و مىفرمود : " الله الله كه جميع اوليا در توقع سؤال را جهت ذل نفس و قهر مريد گشاده كرده بودند و رفع قنديل و تحمل زنبيل را واداشته و از مردم منعم بر موجب " وَ أَقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً " « 3 » مال زكوه و صدقه و هديه و هبه هم قبول مىكردند ، ما آن در سؤال را بر ياران خود دربستهايم و اشارت رسول را بر جاى آورده كه استعفف عن السؤال ما استطعت ، تا هر يكى بكد يمين و عرق جبين خود امّا به كسب و امّا به تجارت و امّا به كتابت مشغول باشند و هركه از ياران ما اين طريقه را نورزد ، پولى نيرزد . . . . . . . . " « 4 » به عقيدهء مولانا كوشش مقدسترين وظيفه است : " گر توكل مىكنى بر كار كن * كشت كن پس تكيه بر جبار كن " « 5 » " جهد حق است و دوا حق است و درد * منكر اندر جحد جهدش جهد كرد « 6 » " كان فلانى يافت گنجى ناگهان * من همان خواهم مه كار و مه دكان كار بخت است آن و آن هم نادر است * كسب بايد كرد تا تن قادر است كسب كردن گنج را مانع كى است ؟ * پا مكش از كار آن خود در پى است « 7 »
--> ( 1 ) رسالة الملامتيه طبع دكتر ابو العلا عفيفى ، مصر ، 1364 / 1945 ، ص 101 - 99 . ( 2 ) ثمرات الفؤاد ، صارى عبد الله ، مطبعهء عامرهء استانبول ص 81 - 79 . ( 3 ) قرآن كريم ، مدثر ( 73 ) ، آيهء 20 : و به خدا قرض نيكو دهيد . ( 4 ) مناقب العارفين ، ج 1 ، ص 245 . ( 5 ) مثنوى ، اول ، ص 59 ، ب 947 ( 6 ) همان ، ص 62 ، ب 991 . ( 7 ) همان ، دوم ، ص 287 ، ب 36 - 733 .